راهی که آغاز کردم و برایش دویدم و دویدم کم کم دارد ثمر میدهد... و من همچنان منتظرم تا نتیجه نهاییش را ببینم...دلشوره عجیبی دارم...عجیب و غریب...تیک تاک ساعت عجیب ثانیه ها را برایم مرور میکند و سختی این روزها را بیشتر به یادم می آورد....این یک سال تمام روزهایم در انتظار گذشت اما انتظار این لحظه جنسی متفاوت دارد...گاهی از زندگی و دنیایم گله میکنم ..اما کمی که می اندیشم میبینم دنیای بدون انتظار هم شاید بی معنا بود...در نهایت با خودم به این نتیجه میرسم که انتظاری شیرین است که در نهایت به آنجه میخواهی برسی...آن انتظار دلنشین و لذت بخش است...خدایا صبری به من عطا کن تا این روزها هم هرچه سریعتر بگذرند ...خدایا تمام مشکلات و گره های احتمالی را از سر راهم بردار...خدایا بگذار یه بار دیگه از ته دل بخندم...خدایا کمکم کن..میدونم که بدون کمکت حتی عادی ترین فعالیت های زندگی هم انجام نمیشه...خدایا خودت میدونی چی میخوام...پناهم باش...تو این روزها رهام نکن...

|+| نوشته شده توسط بهار در یکشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۵ |
خلوت انس...
ما را در سایت خلوت انس دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 9 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 17:49