
دیروز داشتم به متنی که نیما یوشیج برای تولد یک سالگی فرزندش نوشته بود فکر میکردم.به اینکه اگه به دنیا بیای و من بخوام یک سالگیتو تبریک بگم واقعا متنش درسته؟؟؟ ایا اگه یک پاییز و یک زمستان و یک بهار و یک تابستان رو ببینی این یعنی دیگه همه چیز از فردای تولدت تکراریه؟به نظر من که اینطور نیست...پاییز اول زندگیت پاییزیه که تو توی کالسکه یا در آغوش من و پدرت دنیارو میبینی اما سال دوم زندگی به تو فرصت میده با پاهای کوچولو و ناز خودت توی برگهای پاییزی بدویی و از صدای خش خششون لذت ببری...سال سوم زندگیت شاید کلی سوال از اینکه چرا برگها رنگشون زرد میشه و بعد میریزن برات پیش بیاد...سالها میگذرن و تو هر سال تجربه ی تازه ای از فصلها کسب میکنی تا به مدرسه بری...آی آی آی از اون روز دیگه پاییز کلا یه چیز دیگه میشه...فصل مدرسه...و بازهم دنیارو همینجوری رنگارنگ میگذرونی تا یه روز عاشق بشی...از اون روز به نظرم کلا دیگه دنیای تازه ای رو شروع میکنی...یه تولد دوباره هست...همه ی فصلها دیگه برات یه رنگ و بویی داره که بار اول تجربش میکنه...حتی صدای خش خش برگها زیر پاهات وقتی دوش به دوشش راه میری یه آهنگ دیگه برات داره...میدونی دخترم و شاید پسرم....دنیا هیچ وقت تکراری نمیشه...تو فصلهای یک سال سرشار از امیدی و تو فصلهای سال دیگه شاید سرشار از ناراحتی و اندوه...تو یک سال شاید ارزو میکنی روزها تند و تند بگذرن و سال جدید بیاد و تو سال دیگه شاید دوس داشته باشی کلید سرعت زمان دستت باشه و بذاریش رو کند ترین حالت ممکن...
اره فرزندم زندگی اینه...زندگی هزار رنگ ...هزار طرح ...که هزار بازی برات داره...
و من هنوز نمیدونم وقتی به تو وجود میبخشم آیا واقعا زندگیتو دوست خواهی داشت؟؟؟آیا از تجربه ی این همه تفاوت ها لذت خواهی برد...دوست دارم طوری تربیت بشی که حتی تو غم و سختی ها هم احساس ناراحتی نکنی و همیشه شاد باشی...آخه بهترین مامان میخوام همیشه بهترینها برات باشه...همیشه شاد باشی...و همیشه از تک تک لحظه های بودنت تو این دنیا لذت ببری....تنها در اون صورته که من از اینکه تورو به اجبار و بدون انتخاب خودت به دنیا آوردم پشیمون نمیشم...
مادرت خیلی دوست داره...خیلی زیاد...
ما را در سایت خلوت انس دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 8