دلونوشته ای برای فرزندم (11)

خرید بک لینک
سلام و سلام و دوباره سلام

خووب مثل اینکه این کوچولوی ما فعلا ناز داره...به این راحتیا قرار نیست دل مادرشو شاد کنه...عیب نداره یکی یه دونه خودم....نازتو میکشیم...منتظرت میمئنیم تا هروقت که خدا خواست و خودت دوس داشتی بیای و خونمون رو پر نور کنی....

از امروز میخوام نکته هایی رو برات بگم که تو زندگی خودم درس گرفتم..من خیلی از این نکات رو استفاده نکردم ولی الان که تو سن 30 سالگی هستم میدونم که اگه از اول یه جور دیگه فکر میکردم و عمل میکردم الان شاید سرنوشتم یه چیز دیگه بود...

اولین نکته که بنظرم خیلی مهمه اینه که سقف آرزوهاتو چطور انتخاب کنی؟ خودم یه آرزو داشتمهمیشه که فکر میکردم خیلی آرزوی بزرگ و شیکی هست و برای رسیدن بهش خیلیی تلاش کردم...اما وقتی رسیدم به اونجایی که میخواستم تازه فهمیدم من تو نردبون بلند دنیا تقریبا اولین پله نربون رو به عنوان هدفم مشخص کرده بودم. شایداون پله نسبت به آدمهایی که اطرافم بودن خیلی بلند بود ولی نسسبت به کل جامعه و افراد کمی دورتر اصلا بحساب نمیومد...وقتی فهمیدم که دیگه خیلی دیر بود و سنم و انرژی بدنیم اجازه نمیداد دوباره بخوام برای زندگیم یه طرح جدید بریزم...خیلی از دوستان که در سطح خانوادگی پایینتری بودن آرزوهای بزرگ رو انتخاب کردن و تا پله های بالاتر پریدن...عزیز دل مادر هیچ وقت خودتو دست کم نگیر و همیشه بهترینها رو برای خودت ارزو کن...از مسیر هم نترس چون وقتی به مقصد رسیدی و از اون بالای نردبون دنیا رو دیدی لذتش چندین برابره...

تو جلسه های بعدی درمورد اعتماد بنقس، قدرت ریسک، و وابستگی برات توضیح میدم

به امید دیدار هرچه زودترت دلبندم

|+| نوشته شده توسط بهار در پنجشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۶ |
خلوت انس...

ما را در سایت خلوت انس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 6 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 17:49

صفحه بندی