
و چقدر انتظار سخت است....نمیدانم طعم شیرین رسیدن به هدف را خواهم چشید یا نه....هنگامی که انتظار میکشی هر ثانیه اش به سان هزار سال برتو میگذرد و تو ناگزیر از پذیرش این بار سنگین زمانی....شاید انتظاری که میکشم خود بر خودم تحمیل نموده ام، نمیدانم این تلاشها ارزش نتیجه را دارد یا نه....و چه دشوار است تحمل این روزگار سخت هنگامی که عذاب وجدان هم چاشنی آن شود و به خاطر انتخاب تو، دیگری هم تاوان دهد...آه خدای من...خیلی سخت است....خدایا تاب تحملش را دادی اما دلم را چه کنم؟؟؟ دلم اسیر است....بی تاب و بی ق...
ادامه مطلب